Skip to main content
بازگشت به سرچشمه
طبقه‌بندی روان‌شناختی نشده

Rumi

مولانا

13 قرن

شعر اصلی (فارسی)
مرا گویی که‌رایی؟ من چه دانم چنین مجنون چرایی؟ من چه دانم
نویسه‌گردانی (لاتین)
Maraa guyi kerayi? man che danam? Chenin Majnoun Cherayi? Man Che Danam?
ترجمه
You ask me, whose are you? What do I know? Why are you so mad? What do I know?
ما آن لایه رمانتیک و "نیو ایج" را که غرب روی او کشیده بود، کنار زدیم. چیزی که در زیر آن یافتیم، شیداییِ خالص و فیلترنشده بود. رومی بزرگ‌ترین مستندساز ذهنِ ازهم‌گسیخته است، کسی که با خشونت میان سرخوشی خداگونه و یأسی خردکننده و منزوی‌کننده در نوسان است. در نسل مدرنی که توسط نشخوار فکری و بی‌حسی دیجیتال فلج شده، فرمان او برای انهدام کامل ایگو (فنا)، کمتر شبیه به یک پند معنوی و بیشتر شبیه به یک پروتکل رادیکال و ضدسیستم است.

زندگینامه

مولانا جلال‌الدین رومی (۱۲۰۷ - ۱۲۷۳). او یک عارف به دنیا نیامد؛ او یک عالم سخت‌گیر و اشرافی بود که در بند منطق، اعتبار و قانون گرفتار بود. سپس، یک ناهنجاری آشوبگر به نام شمس وارد زندگی‌اش شد، او را به حقیقتی ویرانگر آلوده کرد و ناپدید شد. پیامدهای این اتفاق، ذهن رومی را در هم شکست. نوشته‌های او مدیتیشن‌های آرام‌بخش نیستند؛ آن‌ها هذیان‌های مردی است که فروپاشی واقعیتی را تماشا کرد که با دقت بنا کرده بود. او برای رسیدن به رستگاری ننوشت. او برای دوام آوردن در برابر سندرم ترک شدن نوشت.


این شعر در اینجا یافت شده: